تبليغاتX
آنا ، آزادلیق ، آذربایجان

آنا ، آزادلیق ، آذربایجان

آذربایجانین میللی حرکتی

lebas_shakhsi_ha_shenasaii03
+ نوشته شده در  88/06/09ساعت 15:40  توسط امیر  | 

auto_sab_guards_001
+ نوشته شده در  88/06/09ساعت 15:39  توسط امیر  | 

6531_109597663678_531048678_2072317_3666677_n

+ نوشته شده در  88/06/09ساعت 15:37  توسط امیر  | 

time_basij_dokhtar_30

+ نوشته شده در  88/06/09ساعت 15:36  توسط امیر  | 

flower-for-president
+ نوشته شده در  88/06/09ساعت 15:33  توسط امیر  | 

khatami_ahmad_091
+ نوشته شده در  88/06/09ساعت 15:32  توسط امیر  | 

خبرگزاری مهر استخوان سگ را به کوروش پادشاه هخامنشی نسبت داد

آزاد تبریز – خبرگزاری مهر با انتشار عکسی از یک استخوان در محوطه در حال مرمت آرامگاه کوروش مدعی شده بود که استخوان‌های یافت شده در آرامگاه متعلق به کوروش بوده که در اثر شیوه مرمتی این آرامگاه از بین رفته است!…

اما با نخستین بررسی‌های تخصصی و کارشناسانه آشکار شد که استخوان‌های یافت شده متعلق به یک سگ بوده است!!

به گزارش میراث (chtn)، نامه سرگشاده مرمتگران، باستان‌شناسان و کارشناسان میراث فرهنگی به رئیس سازمان تبلیغات اسلامی در برگیرنده نکات مهمی در ارتباط با اخبار منتشر شده از این خبرگزاری بود.

از جمله این موارد ادعای مربوط به استخوانی بود که در محوطه تاریخی مقبره کوروش یافت شده بود.

خبرگزاری مهر مدعی شده بود این استخوان متعلق به کوروش کبیر بوده که در آزمایشات اولیه مشخص شد این استخوان مربوط به یک سگ است.

در قسمت دیگری از این نامه آمده است انتشار اخبار مجعول و نادرست توسط این خبرگزاری حاصلی جز تشویش اذهان عمومی ندارد و تبدیل به هیزمی برای آتش رسانه‌های ضد انقلاب است.

این مرمتگران از رئیس سازمان تبلیغات اسلامی پرسیده‌اند آیا تا کنون رئیس تبلیغات سازمان اسلامی خروجی رسانه‌ای خبرگزاری مهر را رصد کرده و بازخوردهای داخلی و خارجی مطالب خبرگزاری را در حوزه میراث فرهنگی ارزیابی کرده است تا بتواند قضاوتی منصفانه و درست در این زمینه داشته باشد و تکلیف خبرگزاری مهر را با ارزش‌های نظام و توقعات افکار عمومی روشن کند.

نگاه مغرضانه مهر و تحت شعاع قرار گرفتن میراث ملی و معنوی ایران از جمله مهمترین اعتراضات این کارشناسان است.

+ نوشته شده در  88/06/09ساعت 15:25  توسط امیر  | 

lebas_shakhsi_ha_shenasaii03
+ نوشته شده در  88/03/30ساعت 20:49  توسط امیر  | 

+ نوشته شده در  88/03/30ساعت 20:47  توسط امیر  | 

میزان خوشحالی هواداران تراکتورسازی از شادی آنها در هنگام صعود ایران به جام جهانی ۹۸ بیشتر بود

آزاد تبریز - به گزارش خبرگزاری فارس، پس از اینکه تراکتورسازی مقابل آلومینیوم هرمزگان به پیروزی رسید و جواز صعود به لیگ برتر را به دست آورد هواداران پر شور و حال این تیم تبریزی به زمین چمن وارد شدند و بر اثر ازدحام جمعیت و استقبالی که از بازیکنان این تیم شد، بازیکنانی مثل سید حسینی، مسعود ابراهیم زاده و امیر محبی و …. از حال رفتند.
* فراز کمالوند، سرمربی تراکتورسازی پس از بازی در حالی که شمار زیادی از هواداران این تیم قصد در آغوش گرفتن وی را داشتند توسط یگان ویژه نیروی انتظامی اسکورت شد تا بتواند از خیل جمعیت عبور کند.
* هواداران تراکتورسازی که با این صعود انتظار ۸ ساله شان برای حضور در لیگ برتر به پایان رسیده بود، در خیابان های تبریز تا نیمه های شب به جشن و پایکوبی پرداختند. برخی از افراد حاضر در تبریز می گویند میزان خوشحالی هواداران تراکتورسازی از شادی آنها در هنگام صعود ایران به جام جهانی ۹۸ بیشتر بود.
* هواداران تراکتور قبل از شروع بازی از ساعت ۹ صبح منتظر باز شدن درها بودند و در حالی که ظرفیت ورزشگاه اختصاصی تراکتور ۴ هزار نفر است سه برابر این جمعیت در ورزشگاه حضور پیدا کرده بودند.

+ نوشته شده در  88/03/20ساعت 20:49  توسط امیر  | 

دستگیری سه تن از فعالین مدنی حرکت ملی آذربایجان در تبریز و سرگرمی انتخاباتی سایر فعالین حرکت ملی آذربایجان

 

آزاد تبریز - در حالی که ۱۲ روز از دستگیری علی بدلی و رسول و ایرج بدلی، سه تن از فعالین آذربایجانی می گذرد و هنوز در وضعیت نامعلومی به سر می برند، متاسفانه رسانه های ما اعم از سایت ها و وبلاگها، هنوز خبری از دستگیری و وضعیت این فعالان نداشته است. با اینکه همه ما فعالان و مدافعان حقوق آذربایجان، خوب میدانیم که نتیجه انتخابات هر چه باشد و هر یک از کاندیداها بر مسند دولت تکیه زند، هیچ تفاوتی در سیاست های کلان رژیم ایجاد نخواهد شد و سیاست سرکوبی فعالیت های مدنی هیچ تمایزی با قبل نخواهد داشت، متاسفانه باز هم فضای انتخاباتی آنقدر برخی از فعالین و سایتها ی خبری ما را تحت الشعاع قرار داده که وقتی به سایت ها و رسانه های  خبریمان می نگریم اکثرا اولویت با اخبار و تحلیل های انتخاباتی با عنوان هایی رنگارنگ نظیر  ” چرا کروبی” و ” نامه بنده ای از خدا به بنده ای دیگر از خدا” و ” موسوی ترک نیست” و …را مشاهده می کنیم و این در حالیست که  حتی خبری  از دستگیری  و وضعیت  فعالان مدنی: علی و رسول و ایرج بدلی که در تاریخ ۴/۳/۸۸ به دست نیروهای امنیتی رژیم دستگیر شده اند، دیده نمی شود.

این سکوت انتخاباتی در مورد دستگیری این فعالان چه مفهومی دارد؟ یعنی اخبار انتصابات به ظاهر دموکراتیک رژیم، که شبانه روز از چندین شبکه تلوزیونی، تبلیغ می شود و هزاران سایت خبری آن را پوشش می دهند برای ما نیز از خبر دستگیری دوستانمان مهمتر است؟

متاسفانه برخی از فعالین آنقدر خود را سرگرم فضای انتخاباتی کرده و تحت تاثیر جناحهای سیاسی رژیم قرار گرفته اند که اندیشه ها و کارهای انتخاباتی آن جناهها را حتی بهتر از خودشان نیز پیش می برند و تاسف برانگیزتر آنکه بعضی از فعالان در حال هضم شدن در جریان فکری اصلاح طلبان و پیوستن به این جناح فکری که به عقیده بنده، اصلاح طلبان روح نژادپرستی بشاش تری نسبت به اصول گرایان دارند، می باشند. هدف بنده از طرح این مسایل اولا نقدی بر رسانه ها و سایتها و وبلاگهای خبریمان است که اخبار انتخابات را در اولویت قرار داده و در خبر رسانی دستگیری این فعالین مدنی کم لطفی کرده اند.

ثانیا نفدی باشد بر عملکرد برخی از دوستانمان بویژه در تبریز که  بیش از حد به اشعار انتخاباتی کاندیداها و بالخصوص اصلاح طلبان  دل بسته اند.

امید به آذربایجانی آزاد و سرافراز

گله جک بیزیمدیر

+ نوشته شده در  88/03/17ساعت 20:52  توسط امیر  | 

+ نوشته شده در  88/03/13ساعت 21:2  توسط امیر  | 

نامه سرگشاده اکبر اعلمی به آیت الله خامنه ای: “نامه سرگشاده یک بنده خدا ،به بنده دیگر خدا مقام محترم رهبری!”

 

 بنام خدا

سلام علیکم

قال رسول الله: “انتم بنو آدم و آدم من تراب”!

در روایات اسلامی آمده است که “ابوتراب” یا پدر و دمساز خاک از زیباترین و محبوب‌ترین القاب در نزد علی(ع) بوده است. در “مناقب” ابن شهر آشوب نیز نقل شده است که آن امام پس از آنکه زره گمشده خویش را در نزد یکی از یهودیان کوفه یافت حق خود از وی مطالبه کرد ،لیکن آن مرد از پس دادن آن به حضرت خودداری ورزید. ناگزیر ایندو اختلاف خویش را در نزد شریح قاضی مطرح کردند و چون امام دلیل و بیّنه‌ای برای تصاحب زره خود نداشت لاجرم قاضی منصوب ایشان به نفع آن یهودی حکم صادر کرد.

همچنین در نهج البلاغه می خوانیم که امام معصوم(ع) حتی خویشتن را از تذکر و نصیحت دیگران بی نیاز نمی دانست و کشورداری‌بر مبنای‌کبرورزی‌و گرایش‌به‌پذیرش‌تملّق‌را مذمّت نموده‌و مردم‌را به بی پروا سخن گفتن توصیه‌می‌کرد و از آنان می خواست تا با مشارکت‌و نظردهی‌خویش‌خطاهای‌زمامداران‌را یادآور شوند. به بیان دیگر در حکومت علی(ع) منتقد بودن و سخن تلخ حق گفتن یک ارزش و اطاعت بی‏چون و چرا یک ضد ارزش به شمار می آمد.

از اینرو علی (ع) با مردمان می‏گفت: “بدان سان که رسم سخن گفتن با جبّاران تاریخ است با من سخن مگویید و آن چنان که از زورمندان دژخوی پروا می‏کنید از من فاصله مگیرید، به تصنّع با من ‏نیامیزید و چنین مپندارید که اگر با من سخن حقی بگوئید مرا گران آید”. به همین سبب به فرماندهان و کارگزاران خود نیز توصیه می‏فرمود تا مشاورینی برگزینند که سخن تلخ حق را با آنان در میان نهند.

نظر باینکه نه شما معصوم و والاتر از علی(ع) هستید و نه من عاصی و فروتر از آن یهودی و اعراب بدوی می باشم و هر دو عبد خدا و از جنس خاکبم و دیر یا زود به اصل خویش باز خواهیم گشت ،بدین سبب در وهله نخست در مطلع نامه ام شما و خود را بنده خدا خطاب کردم تا در نگارش این نامه مشفقانه دچار لکنت زبان و لغزش قلم نگردم و رسم سحن گفتن با زمامدار اسلامی را آنگونه که “ابوتراب” توصیه کرده است بجای آورم و در وهله دوم به عنوان یک شهروند صاحب حق در این نامه شکوه و دغدغه هایم را با شخصیتی در میان نهم که قدرت مطلقه را در کشورم در اختیار دارد ،زیرا بقول سعدی “دو چیز طیره عقل است ؛دم فرو بستن بوقت گفتن و گفتن بوقت خاموشی” و گمان می کنم که اگر در این فرصت هم واقعیات را با شما در میان نگذارم شاید روزی ،روزگاری مورد شماتت تاریخ قرار گیرم که غایبان خود را هرگز نمی بخشد.

گمان می کنم که حضرتعالی نیز با حکایت خردمندان هفتگانه یونانی آشنائید ،چنانکه منتسکیو می نویسد ؛از خردمندان مذکور پرسیدند که کاملترین حکومت ها کدام است؟ “سلن” مقنّن آتنی گفت: آنکه دشنام یکفرد در همه تاثیر کند. “بیاس” گفت؛ آنکه قانون بجای حاکم کار کند. “سالیس ملیوسی” فیلسوف گفت ؛حکومتی که برابری اموال در آن باشد. “پتیاگوس” گفت؛ آنکه درستکاران حکومت کنند نه شرّان. “گلئوبوس” گفت؛ آنکه قانون بجای خطیب نطق کند.

“سرمامدرس” از این سخنان اینگونه نتیجه گرفت ؛پس باید دانشمندان پارسا حکومت کنند!

نتیجه دیگری هم از سخنان خردمندان یونانی می توان گرفت و آن اینکه اگر در جامعه ای دانشمندان پارسا حکومت کنند ،انتظار می رود که حاصلش کار کردن “قانون” بجای حاکم و نطق کردن آن بجای خطیب باشد ،در این صورت دیگر قانون شکنان جایگاهی در حکومت قانون نخواهند داشت و در نتیجه عدالت نیز در آن جامعه حکفرما و تضییع حقوق یک فرد همه را متاثّر خواهد کرد ،زیرا دانشمندان پارسا خود را فراتر از دیگر همنوعان خود نمی پندارند و در چارچوب قانون و با در نظر گرفتن مصالح عمومی و احترام به خرد جمعی رفتار کرده و از اتّخاذ هرگونه تصمیم و روشی که بوی استبداد و خودخواهی دهد اجتناب می ورزند؛

با نگاهی به اصول ؛۱، ۲ ،۳ ، ۱۰۷ ،۱۰۹ و ۱۱۱ قانون اساسی ،متوجه نوعی شباهت و قرابت میان اهداف و مختصّات نظام سیاسی مورد نظر واضعان قانون اساسی با آرمانشهری می شویم که خصوصیات آنرا منتسکیو از زبان خردمندان یونانی توصیف کرده است.

این حقیقت زمانی آشکارتر می شود که در دیل اصل ۱۰۷ قانون اساسی ،قانونگذار تفاوتی میان رهبر و رهرو قائل نگشته و به صراحت بیان می دارد که “رهبر در برابر قوانین با سایر افراد کشور مساوی است” و در بند ۱۴ اصل سوم نیز حاکمیت را به ایجاد امنیت قضایی عادلانه برای همه و تساوی عموم در برابر قانون ملزم می کند.

پرواضح است که امنیت قضایی عادلانه برای همه و تساوی عموم در برابر قانون ،از یکسو در گرو برابری حقوق اجتماعی و شهروندی میان فرادستان و فرودستان است و اینکه هرکس متناسب با وظایف و اختیاراتی که داراست در برابر مردم مسئول و پاسخگو باشد و به بیان دیگر قدرت‌هرگز از عدالت‌نگسلد و در صورت گسستن ایندو از یکدیگر امکان استیضاح و محاکمه ارباب قدرت تا عالیترین سطوح آن میسّر گردد و از سو ی دیگر ، قانون به عنوان مبیّن ضابطه مند مدیریت اجتماعی ،مدیریت سیاسی کشور و تمشیت امور را تحت انضباط قانونی و اطمینان بخش خود قرار دهد و لاجرم هیچکس نتواند مصداق “هرکاری کند کس نخواهد خواستن از او حساب” واقع شود. شاید به همین سبب نیز معمار نظام جمهوری اسلامی ایران در وصف حکومت معهود خود به مردم نوید می دهند که ” هر فردی از افراد ملت حق دارد مستقیما در برابر سایرین ،زمامدار مسلمین را استیضاح کند و او باید جواب قانع کننده دهد و در غیر این صورت اگر برخلاف وظایف اسلامی خود عمل کرده باشد، خود به خود از مقام زمامداری معزول است”.

با این وصف قصد من از نگارش این نامه نه استیضاح که به اعتبار “المیسور لا یترک بالمعسور” تلاش هرچند کم ثمر برای استیفاء حقوق مخدوش شده یک ملت و نجات جمهوریت و ارزش های آن است:

براین اساس به عنوان یک حقوقدان و شهروندی که سهم بسیار ناچیزی هم در پیروزی و حفظ انقلاب داشته  و سی سال سابقه خدمت به کشور و ملت ایران را در کارنامه خود داراست و با انتخاب مردم ۸ سال در کسوت قانونگذار و عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس اوضاع داخلی و خارجی را بطور دقیق رصد کرده و کم و بیش با نقاط قوت و ضعف کشور و نابسامانی هائی که مردم ایران را رنج می دهد آشنا و از اشراف کامل نسبت به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران برخوردار است ،در قالب این نامه سرگشاده آنچه شرط بلاغ است با شما در میان می گذارم:

الف- مقام محترم رهبری واقفند ،آنچه مبدء انقلاب ما گردید معطوف به آزادی و جمهوریت بود تا مردم ایران در پرتو آن آگاهانه زندگی خود را رنگ و جلای اسلامی داده و از این طریق کرامت انسانی خود را بازیابند نه آنکه بنام اسلام ،آزادی و جمهوریت و کرامت خویش را به پای قرائت خاصی از دین قربانی کنند.

ارزش و جایگاه مفاهیمی چون آزادی و کرامت انسانی در نظام سیاسی موعود بحدی بود که نویسندگان قانون اساسی جمهوری اسلامی در اصل دوم این قانون “ایمان به آزادی توام با مسئولیت انسان در برابر خدا” را یکی از پایه های ایمانی نظام جمهوری اسلامی بیان و در اصل بعدی حاکمیت را با همه امکانات خود به محو هر گونه استبداد و خودکامگی و انحصارطلبی و تامین آزادیهای سیاسی و اجتماعی ملزم ساختند!

در همین راستا حداقل اصول؛ ۱ ، ۳ ، ۶ ،۹ ،۲۰ ، ۵۶ ، ۵۹ و ۱۷۷ قانون اساسی بوضوح بر جمهوریت نظام تاکید می ورزد تا جائیکه اصل ششم مقرر می دارد در جمهوری اسلامی ایران امور کشور باید به اتکا آرا عمومی اداره شود، از راه انتخابات.

سیاق مفاد اصول ۹ و ۵۶ همین قانون بیانگر این حقیقت است که اوّلا ،اصالت با آزادی و حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خود می باشد و اعمال ولایت مطلقه فقیه و ارکان تحت امر ایشان هم تنها در چارچوب حقوق و آزادی های بلامنازع و غیر قابل سلب مردم معتبر می باشد و لاغیر ،لذا هیچکس مطلقا نمی تواند آزادی های مشروع و مصرّح در قانون اساسی و حق حاکمیت ملت بر سرنوشت خود را از انسان سلب کرده و یا در خدمت منافع فرد یا گروهی خاص قرار دهد.

از آنجا که “التزام به شی، التزام به لوازم آن است”، عملی شدن اصول مذکور و تحقق جمهوریت و بویژه مفاد آمرانه و راهبردی دو اصل ۶ و ۵۶ قانون مزبور، در گرو تن دادن به لوازم و مقدّمات جمهوریت و ارزش های پذیرفته شده دموکراسی در قانون اساسی است.

در واقع مستفاد از اصل ۵۶ قانون اساسی ،قلمرو آزادی و حق حاکمیت مطلق انسان ها بر سرنوشت خود که از سوی خداوند به او تفویض شده لایتنهاهی است و با قدری اغماض و تسامح نسبت به اصل ۱۷۷ این قانون ،حتی می تواند ناظر به اصلاحات ساختاری و مناسبات حاکم بر نظام سیاسی مستقر و جایگزین کردن نظام دلخواه اکثریت نیز شود ،تا چه رسد به تلاش مدنی برای انجام اصلاحات در چارچوب قانون اساسی موجود جهت رهائی از وضع ناگوار کنونی و رسیدن به وضعیت دلخواه!

جنابعالی بهتر از راقم می دانید که بموجب آیه شریفه “انّ الله لا یغیّر مابقوم حتی یغیروا ما بانفسهم” هم خداوند مهندسی سرنوشت هرقومی را به اراده او واگذار کرده است ،این مهم زمانی تحقق خواهد یافت که آن قوم  و ملت قادر به ظهور و بروز اراده خود باشند و اگر صاحبان قدرت و ثروت در برابر این اراده مانعی ایجاد کنند ،عمل آنان مصداق بارز “یصدّون عن سبیل الله” و بمنزله ایجاد سدّ در برابر اراده خداوند است!

شاید اشاره به این بخش از سخنان آیت الله خمینی که در ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ در بهشت زهرا ایراد شده و بیانگر احترام به اوج آزادی اراده یک ملت در تعیین سرنوشت خود و تغییرات دلخواهش می باشد ،ما را از ادامه این بحث بی نیاز کند:

” … فرض می کنیم که این سلطنت پهلوی، اول که تاسیس شد به اختیار مردم بود …، چه حقی داشتند ملت در آن زمان، سرنوشت ما را در این زمان معین کنند…، مگر پدرهای ما ولی ما هستند؟ مگر آن اشخاصی که در صد سال پیش از این، هشتاد سال پیش از این بودند، می توانند سرنوشت یک ملتی را که بعدها وجود پیدا کنند، آنها تعیین بکنند؟ … این ملتی که سرنوشت خودش با خودش باید باشد، در این زمان می گوید که ما نمی خواهیم این سلطان را. وقتی که اینها رای دادند به اینکه ما سلطنت رضاشاه را، سلطنت محمدرضاشاه را، رژیم سلطنتی را نمی خواهیم، سرنوشت اینها با خودشان است. این هم یک راه است از برای اینکه سلطنت او باطل است.”

بدون شک تغییر وضع موجود با هدف ذستیابی به وضعیت مطلوب و دلخواه مردم، در بدو امر مستلزم این است که در یک انتخابات و یا همه پرسی امکان مستولی شدن اراده جمعی ملت ایران بر اراده قدرت قاهره و فائقه ای که بر کشور حکومت می کند مهیا شود و ملت ایران عملا بتوانند تغییرات و اصلاحات دلخواه خود را کم و بیش به منصه ظهور برسانند، این وضعیت زمانی رخ خواهد داد که مردم بجای ناگزیر شدن به انتخاب کاملا محدود و معطوف به سوگلی های حکومتی و عناصر دستچین شده موجود در سبد کوچک حاکمیت ،آزادانه قادر به استفاده از حق انتخاب کردن و حق انتخاب شدن در یک انتخابات کاملا آزاد و مدنی در دامنه ای به وسعت میان بدترین تا عالی ترین گزینه های موجود باشند و مآلا بتوانند با انتخاب مجریان و حاکمان دلخواه خود امکان اصلاحات و تغییرات حداکثری مورد نظر خویش را از طریق آنان فراهم سازند.

به بیان دیگر سلطه بلامنازع مردم بر سرنوشت خود و اداره مطلق امور کشور به اتکاء آرای عمومی و عملیاتی شدن اصول یاد شده که با آزادی های فطری و مشروع او در هم تنیده ،مستلزم تحقق مقولاتی نظیر ؛برگزاری انتخابات آزاد از طریق تدارک بستر مناسب برای تظاهر اراده و انتخاب آزاد ،استفاده آزاد از حق انتخاب ،اجتناب از انحصاری کردن استفاده از حق حاکمیت ملت بر سرنوشتش از طریق تحدید حق انتخاب شدن و حق انتخاب کردن جانبدارانه به نفع افراد و گروههای خاص و تسلیم شدن حاکمان در برابر خروجی انتخاب و اراده جمعی است.

براین مبنا نظر باینکه انتخاب به معنی عینیت بخشیدن به خواست و اراده واقعی افراد و در اصل ششم مشخصا به مفهوم ابراز و اعلام تمایلات درونی برای اعمال حاکمیت و دخالت در اداره امور کشور است، لازم است که در پرتو تمهیدات به عمل آمده ،شهروندان قادر باشند طبق خواست و اراده خود در مقدّرات کشور و شیوه اداره آن نقش اصلی را ایفاء نمایند و در واقع خواست و اراده آنان منشاء اصلی شکل گیری قدرت و مهمترین عامل نظارت بر رفتار قدرت و در صورت لزوم مهار آن باشد. به بیان دیگر انتخابات باید بدون دخالت و اعمال نفوذ هیات حاکمه بستر و سازو کاری برای تظاهر آزاد خواست و اراده واقعی افراد به منظور مشارکت در اداره کشور و در صورت لزوم زمینه سازی برای تحمیل خواست مردم به حاکمیت جهت جابجائی قدرت حتی تا سطح عالیترین مقام واقع در هرم مدیریت کشور نیز شود.

اصرار قانونگذار بر استفاده از واژه “باید” در اصل ششم بیانگر این واقعیت است که اداره امور کشور بدون اتکاء به آراء عمومی و از طریق تحمیل خواست هیات حاکمه به مردم ،فاقد هرگونه اعتبار و مشروعیت بوده و به منزله گام نهادن در مسیری است که سرمنزل آن استبداد می باشد و به همین سبب نیز در این قانون ضمن الزام حکومت به بکارگیری همه امکانات خود برای “محو هر گونه‏ استبداد ،خودکامگی‏ و انحصارطلبی” و “تامین‏ آزادیهای‏ سیاسی‏ و اجتماعی‏ در حدود قانون” ،بوضوح حاکمیت را موظف به بکارگیری همه امکانات خود برای “مشارکت‏ عامه‏ مردم‏ در تعیین‏ سرنوشت‏ سیاسی‏، اقتصادی‏، اجتماعی‏ و فرهنگی‏ خویش” کرده است.

از طرفی انتخاب مطلوب از یکسو باید واجد دو عنصر آگاهی و اراده آزاد باشد و از سوی دیگر لازم است که گزینه های متفاوت متناسب با ذائقه مردم در معرض اراده انتخاب کننده واقع شوند تا امکان به حداکثر رسیدن مطلوبیت نهائی او فراهم گردد ،در غیر اینصورت با فقدان هریک از عناصر و شرایط یاد شده، انتخاب جای خود را به اکراه و اجبار و انتصاب خواهد داد. بنابراین هرچه دایره انتخاب مردم محدودتر شود و یا با فشار روانی رسانه های حکومتی افکار مردم به سمت و سوی افراد دلخواه نهادهای قدرت هدایت گردد ،میل به استبداد و انتصابی شدن قدرت نیز نمود بیشتری خواهد یافت.

ب- جناب آقای خامنه ای! انتخابات آزاد برای اعمال حاکمیت و اداره امور کشور جهت دسترسی آزاد به حقوق اجتماعی، زمانی تحقق خواهد یافت که فارغ از دخالت های جانبدارانه و تبعیص آمیز ارکان قدرت ،همه شهروندانی که از اهلیّت لازم برخوردارند، قادر شوند تا “حق انتخاب کردن” و”حق انتخاب شدن” خود را که از مصادیق بدیهی حقوق اجتماعی است آزادانه و بدون تبعیض استیفاء نمایند. از همین رو قانونگذار در ماده ۶۲ مکرر قانون مجازات اسلامی به منظور تبیین و اجرای دو اصل ۱۹ و ۲۰ قانون اساسی ،با بیان اینکه “حقوق اجتماعی” از حقوقی است که قانونگذار برای اتباع کشور جمهوری اسلامی ایران و سایر افراد مقیم در قلمرو آن منظور نموده و سلب آن به موجب قانون یا حکم دادگاه صالح می باشد، در جزء الف، “حق انتخاب شدن” در مجالس شورای اسلامی و خبرگان و عضویت در شورای نگهبان و انتخاب شدن به ریاست جمهوری را یکی از مصادیق “حقوق اجتماعی” معرفی کرده است.

براین اساس از دیدگاه قانونگذار ،استفاده از همه مصادیق حقوق اجتماعی به شرحی که بیان شد ،برای همه شهروندان ایرانی یک “حق طبیعی و قانونی” و مهیا کردن بستر مناسب برای استیفاء این حق توسط شهروندان ،برای حکومت یک “وظیفه”، “تعهد و تکلیف قانونی” و “واجب عینی” است. بنابراین محروم کردن هر یک از شهروندان واجد شرایط از حق انتخاب شدن برای نمایندگی مجلس و یا ریاست جمهوری و نظایر آن مستلزم فقدان و یا از دست دادن اهلیت استفاده از چنین حقوقی است.

قهرا می پذیرید که در صورت “وجود مقتضی و مفقود بودن مانع”، محروم کردن افراد از نامزدی شرکت در انتخابات مختلف از حیث حقوقی نامشروع و به منزله محروم کردن واجدان شرایط از حقوق اجتماعی ،”ممانعت از مشارکت فعال و موثر در تعیین سرنوشت اجتماعی ،جلوگیری از حق انتخاب شغل دلخواه ،مصداق بارز تبعیضات ناروای حاکمیت در ایجاد امکان اشتغال به کار و احراز مشاغل در شرایط برابر برای افراد ،جلوگیری از “شرکت‏ فعال‏ در رهبری‏ کشور و افزایش‏ مهارت‏ و ابتکار ” ،مصداق بارز هتک حرمت و حیثیت اجتماعی اشخاصی که حرمت شرعی و قانونی دارند و در نتیجه تحمیل نوعی مجازات تکمیلی و “عقاب بلا بیان” و در نتیجه نقض آشکار اصول؛ ۳ (جزء های۷، ۸ ،۹ و ۱۴) ،۶ ، ۹ ،۳۶ ،۳۷ ،۳۹ ،۴۰ ،۴۳ (جزء ۳) ۵۶ و ۱۱۵ قانون اساسی است.

مضاف براین مستفاد از اصول ۹۱ و ۹۹ قانون اساسی ،شورای نگهبان پاسدار قانون اساسی و ناظر و حافظ سلامت انتخابات مختلف از جمله ریاست جمهوری است .در واقع مسئولیت نظارت بر انتخابات از آنرو به شورای نگهبان واگذار شده است که این نهاد مساعی خود را بیطرفانه تنها صرف صیانت از حق انتخاب کردن و حق انتخاب شدن افراد و جلوگیری از هرگونه ایراد خدشه و صدمه به حقوق مذکور نماید نه آنکه به بهانه نظارت استصوابی در مقام تزاحم و تقابل با حق انتخاب کردن و انتخاب شدن مردم ایران به تهدید ،تحدید و تضییع حقوق اجتماعی آنان روی آورد!

بنابراین عدم رعایت این امر به منزله زیر پا نهادن همه اصولی است که ناظر به کرامت انسانی ،آزادی و جمهوریت نظام می باشد و پیش از این به آن اشاره شد.

لذا ملاحظه می شود که قانونگذار به موجب اصل ۲۲ قانون اساسی و ماده ۶۲ مکرر قانون مجازات اسلامی، تنها در دو مورد یعنی ؛ “فقدان اهلیت قانونی” و “حکم دادگاه صالح”، محروم کردن شهروندان از حقوق اجتماعی و داوطلب شدن برای ورود به حریم قدرت (مجلس شورا، خبرگان رهبری، شورای نگهبان، ریاست جمهوری و…) را مجاز اعلام کرده است. به این اعتبار محرومیت از حق انتخاب شدن یا باید به موجب حکم دادگاه صالح باشد و یا اینکه قانون به صراحت مصادیق افراد فاقد شرایط لازم را بیان نماید و این در حالیست که طبق ماده ۶۲ مکرر قانون مجازات اسلامی حتی محکومیت قطعی کیفری در جرائم عمدی هم، محکوم علیه را تنها تا زمانیکه اعاده حیثیت نشده از حقوق اجتماعی محروم می سازد و پس از انقضاء مدت تعیین شده متناسب با شدت و ضعف جرم ارتکابی که حداکثر تا هفت سال پس از اجرای حکم است، رفع اثر می گردد.

وانگهی محروم کردن افراد از حقوق اجتماعی خود با استناد به هر یک از دو مورد فوق الذکر، باید بصورت مدلّل و مستند و مبتنی بر دلایل و مدارک کافی باشد، از همین رو  قانون مقرر می دارد که “کلیه مراجع رسیدگی کننده صلاحیت داوطلبان در انتخابات مختلف موظفند صرفاً براساس مواد قانونی و براساس دلایل و مدارک معتبر که توسط مراکز‌مسؤول قانونی به مراجع اجرائی و نظارتی ارسال شده است، به بررسی صلاحیت داوطلبان بپردازند و چنانچه صلاحیت داوطلبی را رد کردند باید‌علت رد صلاحیت را …با ذکر مواد قانونی مورد استناد و دلائل مربوط به داوطلب ابلاغ نمایند.”

ج- مقام محترم رهبری! با توجه به آنچه بیان شد ؛کیست که نداند مسئولیت اداره کشور و اعمال حق حاکمیت مردم بر سرنوشتشان موضوع دو اصل ۶ و ۶۵ قانون اساسی را قوای مجریه و مقننه و خبرگان رهبری منتخب مردم برعهده دارند؟ در این صورت منوط شدن انتخاب و گزینش اعضای این سه قوه و نهاد به اراده و خواست تعداد انگشت شماری از اعضای شورای ۱۲ نفره ایکه بطور مستقیم و غیر مستقیم منصوب شماست و چیره و غالب شدن تصمیم این اقلیت بر اراده و تصمیم هفتاد میلیون نفر ملت ایران چه نسبتی با آزادی ،جمهوریت ،حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خود و اداره کشور به اتکاء آرای عمومی به شرح مذکور در اصول بیان شده دارد!؟

اگر برخوردهای قیم مابانه و تصمیم گیری کمتر از ۱۲ نفر بجای ۷۰ میلیون نفر و محدود کردن انتخاب یک ملت بزرگ به اراده و تصمیم شورای نگهبان و دستچین شدگان این نهاد ،سلب کردن حق حاکمیت ملت بر سرنوشت خود و در خدمت منافع فرد یا گروهی خاص قرار دادن آن نیست ،چه معنا و مفهوم دیگری می تواند داشته باشد!؟

بر همین اساس هم در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری بدون توجه به مختصّات مورد نظر واضعان قانون اساسی ، تراژدی تلخ و تکراری رسیدگی به صلاحیت داوطلبان شرکت در انتخابات مزبور و اعلام اسامی واجدان شرایط به پایان رسید و همچون گذشته از میان صدها کاندیدای موجود تنها صلاحیت چهار نفر از اعضای دائمی کلکسیون قدرت به تائید کسانی رسید که هنوز صلاحیت خودشان در معرض داوری ملت قرار نگرفته است!

در این سناریوی از پیش طراحی شده ،دستگاههای مسئول چنان تشجیع شده اند که حتی بخود اجازه ندادند تا بر اساس قوانین مورد تصویب نظام هم نمایش رسیدگی به صلاحیت ها را کامل به اجراء در آورده و رد صلاحیت و دلایل آنرا به داوطلبان محذوف اعلام نمایند!

تکرار این سناریو در موسم انتخابات مجلس شورای اسلامی ،مجلس خبرگان رهبری و اخیرا در انتخابات ریاست جمهوری و سلب کردن حق حاکمیت ملت بر سرنوشت خود و آنرا بخدمت منافع کسانی در آوردن که از رانت حکومت به قدرت رسیده اند ،چنان ملال آور و تاسف برانگیز شده است که دیگر کمتر کسی به انجام اصلاحات و آینده ای نوین دل می بندد و کسانی هم که در مراسم موسوم به انتخابات شرکت می کنند بعضا از روی اضطرار و اکل میته و با هدف پناه بردن به بد از بیم بدتر است ،حال آنکه یک انتخابات واقعی و سرشار از امید به آینده بهتر و منطبق بر مختصات و مطالبات مورد اشاره ،باید بنحوی تدارک دیده شود که اداره کشور به اتکاء آرای عمومی به مفهوم واقعی آن و به شرحی که در قانون اساسی آمده است تحقق یابد!

جنابعالی و همه کسانی که در طول ۳۰ سال گذشته در مصدر امور قرار گرفته اند ،فراموش نکرده اند که در ابتدای انقلاب با حداقل تجربیات مدیریتی و اجرائی این امکان را یافتند تا در مصدر امور قرار بگیرند. اما اکنون که ۳۰ سال از انقلاب می گذرد شورای نگهبان منصوب شما بکمک ابزار ضد جمهوریت نظارت استصوابی ،حتی افرادی را هم که از ۳۰ سال تجربه و سابقه درخشان برخوردار و واجد شرایط و صلاحیت های مذکور در قانون خود تصویب کرده هستند ،از امکان کاندیداتوری برای سمت های انتخابی محروم می کند! بدیهی است مادامیکه شورای نگهبان به عنوان قیم ملت با غربالی بنام نظارت استصوابی که منافذ مشبک آن روز به روز ریزتر از گذشته می شود ،حق انتخاب شدن و انتخاب کردن ملت ۷۰ میلیونی را به اعضای یک کلکسیون چند نفره محدود می نماید ، جمهوریت نظام بیشتر به یک شیر بی یال و دم و اشکم شبیه است تا جمهوریت به عاریت گرفته از جوامع مدنی! به همین دلیل انتخابات ریاست جمهوری در ایران نه تنها در حد استانداردهای بین الملی نیست بلکه حتی با استانداردهای انتخاباتی کشورهائی نظیر پاکستان ،زیمباوه و افغانستان هم قابل مقایسه نمی باشد!

اگر واقعا سرنوشت محتوم ملت ایران این است که همواره آزموده ها را بیازمایند و از میان یک ملت بزرگ ۷۰ میلیون نفری ،تنها سوگلی های دائمی قدرت که کارنامه درخشانی هم از خود برجای نگذاشته اند ،استحقاق نامزدی ریاست جمهوری را دارا شوند باید به حال این ملت گریست!

مادامیکه که شورای نگهبان از طریق نظارت استصوابی خود حصاری به گرد جمهوریت و حکومت می کشد و برخلاف کشورهای دموکراتیک که گردش نخبگان در آن نامحدود است ،گردش قدرت در یک جمعیت ۷۰ میلیون نفری را صرفا محدود به نورچشمی های هیات حاکمه و آندسته از نخبگان ابزاری می کند که در ۳۰ سال گذشته نوعا با رانت حکومت به قدرت و ثروت رسیده اند و وضع موجود نیز کم و بیش نتیجه عملکرد آنهاست ،این پرسش برای امثال حقیر مطرح می شود که این روند چه نسبتی با جمهوریت و آزادی و اصول مورد اشاره قانون اساسی دارد و اساسا چه تفاوتی میان این شیوه از اداره کشور با حکومت هائی است که بصورت ملوک الطوایفی و یا الیگارشی اداره می شوند. اساسا آیا تمرکز بیش از ۸۰ درصد قدرت و اختیارات کشور در دست یکفرد و ارکان منصوب وی در آینده نمی تواند زاینده استبداد باشد؟

جناب آقای خامنه ای! به شهادت اصول؛ ۲ ،۳ ،۶ ،۹ ،۵۶ و ۱۷۷ قانون اساسی ،ارزش هائی نظیر ؛نفی هرگونه ستمگری و سلطه گری ،محو هرگونه استبداد ،خود کامگی و انحصار طلبی ،رفع تبعیضات ناروا ،تساوی عموم در برابر قانون ، آزادی ،جمهوریت ،احترام به کرامت والای انسانی ،تمکین از حق حاکمیت انسان ها بر سرنوشت خود و اداره کشور به اتکاء آراء عمومی مهمترین مولّفه های مبانی نظام جمهوری اسلامی را تشکیل می دهند. در اینصورت نهادی که با توسل به ابزار مهلک نظارت استصوابی خود عملا این سلسله از مبانی نظام را نادیده می گیرد آیا می تواند مرجع و خط کش معتبر و صالحی برای تشخیص اعتقاد و التزام عملی کاندیداها به مقولاتی مانند ،نظام ،مبانی نظام و قانون اساسی باشد؟

خود می دانید که قدرت کنونی شما مرهون جانبازی و جانفشانی کسانیست که از عزیزترین سرمایه های خود گذشتند و آنرا نثار کردند تا تمامیت ارضی و جمهوریت و اسلامی بودن نظام تضمین شود . فیلنری که شورای نگهبان منصوب شما ایجاد کرده است ،چنان تنگ است که حتی جانبازانی مانند دکتر رضا جلالی با ۷۰ ماه حضور در جبهه و جانبازی بالای ۷۰ درصد هم تنها بدلیل زبان سرخشان قادر به ورود به خانه ملت نمی شوند و چنان گشاد است که حتی بعضی از افراد زن باره و کسانی که آشکارا متصل به مافیای ثروت و قدرت نامشروعند براحتی از آن عبور می کنند!

پارادوکسی که بیش از هرچیز مرا رنج داده و متاسف می نماید این است که رسیدگی به صلاحیت ملت و رد صلاحیت فرزندان انقلاب با برچسب هائی مانند عدم اعتقاد و التزام به اسلام و مبانی آن ،توسط گروه بسیار کوچکی صورت می گیرد که نه تنها هنوز صلاحیت و اعتقاد آنان به جمهوریت نظام در معرض قضاوت و تائید ملت قرار نگرفته است بلکه سرسلسله و دبیری آنرا فردی مانند جنتی بر عهده دارد  که فرزندش حسین پس از اعلام جنگ مسلحانه مجاهدین خلق علیه جمهوری اسلامی به حمایت از این سازمان برخاسته و باتهام محاربه با نظام و کشتار مردم ،در درگیریهای ۱۹ بهمن ۶۰ بدست پاسداران کشته شد و عروسش فاطمه سروری نیز به خارج از کشور متواری و در آنجا به عنوان مسئول یکی از نهادهای اجرایی سازمان مجاهدین خلق به فعالیت علیه نظام جمهوری اسلامی ادامه می دهد!

د- حضرت آقای خامنه ای! در سفر اخیرتان به کردستان در تبیین شاخص های مهم انتخاب صالح ترین رئیس جمهور خطاب به ملت توصیه فرمودید کسی را برگزینید که درد کشور را بفهمد، درد مردم را بداند و از درد مردم احساس درد کند، با مردم یگانه و صمیمی باشد، ساده زیست باشد و خود و خانواده و نزدیکانش از فساد و اشرافی گری و اسراف دور باشند. و در ادامه به مردم توصیه کردید که “دنبال حداکثر باشبد بهترین را انتخاب کنید” در شرایطی که نهاد تحت امر شما انتخاب مردم را به دایره تنگ منتصبین تحمیلی شورای نگهبان و انتخاب میان بد و بدتر محدود کرده است ، انتخاب مردم بر اساس تشخیص خود و تامین نظر شما چگونه متصور است!؟

صرفنظر از دیدار شورای نظارت بر سازمان صدا و سیما با جنابعالی ،شنیده ام که حتی در ملاقات گروهی از قرماندهان سپاه و همچنین جناب آقای کروبی با شما در وصف حقیر هم اشاراتی داشته اید که ان شاء الله منطبق بر همان ویژگی هائی است که در کردستان بر رعایت آن تاکید ورزیده اید، مایلم بدانم که بجز ویژگی هائی نظیر انقیاد و اطاعت محض در برابر حضرتعالی و اتصال به دو منبع ثروت و قدرت ،کاندیداهای تائید صلاحیت شده این دوره و دوره های پیشین چه برتری و امتیازی نسبت به داوطلبانی نظیر بنده داشته اند که آنها از سوی شورای نگهبان منصوب شما واجد شرایط تشخیص داده می شوند اما برخلاف قانون به دیگران حتی رد صلاحیت و دلایل آن هم ابلاغ نمی شود و مهمتر از آن مایلم بدانم که حقیر فاقد کدامیک از شاخص هائی است که در دیدار با مردم کردستان بیان کرده اید!؟

آیا در قاموس شورای نگهبان برخورداری نامزدهای ریاست جمهوری و یا نمایندگی مجلس از ویژگی هائی نظیر ؛سواد و تحصیلات عالی ،جسارت و آزادگی ،ارزشگرائی و ساده زیستی و اکتفا کردن به حداقل های زندگی ،تجارب و سوابق انقلابی و مدیریتی ،مردمداری و نداشتن کوچکترین نقطه ضعف مالی و اخلاقی ،پیشگامی در فسادستیزی و دفاع از منافع ملی و تمامیت ارضی و نیز اجتناب از حرامخواری ،نشانه عدم صلاحیت اوست!؟

شاید تنها جرم امثال بنده این است که در دوران خدمت و خصوصا هشت سال نمایندگی مردم در مجلس شورای اسلامی بجای سرسپردگی در برابر ارکان قدرت تنها سخنگوی مردم بوده ایم و سخنان فرو خورده آنانرا بر زبان جاری ساخته ایم و فقط برای آنان گریبان چاک داده ایم و اگر این است یقین بدانید تا زنده ام هرگز خفت سرفرود آوردن در برابر قدرت های زیاده خواه را بجان نخواهم خرید!

مقام رهبری خود نیک می دانند که “عدالت” مادر آزادی و انیس و گوهر اصلی دین الهی است و در واقع آنچه به جمهوری اسلامی ارزش می دهد، میزان پایبندی زمامداران و کارگزاران این حکومت به عدالت و آزادی است و اگر اسباب رنجش خاطر شما را فراهم نمی سازد باید به این واقعیت تلخ اشاره کنم که مهمترین تفاوت میان شما و قدیسان صدر اسلام  که خود را ادامه دهنده راه آنها می دانید در این است که قدیسان مذکور  و بسیاری از حواریون آنها نه تنها هرگز عدالت را به پای مصلحت ذبح نکردند بلکه خود را نیز شهید راه عدالت کردند تا عدالت با همه زیبائی هایش پابرجا بماند ،اما در کمال تاسف مشاهده می شود که شورای نگهبان منصوب شما چنان بی پروا و تبعیض آمیز عمل می کند که بنظر می رسد در چالش میان عدالت و مصلحت ،همواره عدالت باید به پای مصلحت قربانی شود تا شاید از این طریق چند صباحی هم منافع و تمنیات بعضی از افراد و گروههای مورد نظر تامین شود!

قهرا مادامیکه اوضاع به همین منوال ادامه دارد و جمهوریت این چنین مورد تعرض واقع می شود نظام جمهوری اسلامی بسان کشتی بادبان شکسته و برگل نشسته ای است که بجای پیشروی در اقیانوس امید بتدریج در کام خودخواهی ها فرو می رود و دیری نخواهد پائید که دیگر اثر و نشانی از آن باقی نخواهد ماند و این یعنی ظلم ناروا در حق صدها هزار شهید و جانبازی که از جان خود گذشتند تا جمهوری اسلامی را در کنار ساحل امنی مستقر سازند.

جناب آقای خامنه ای مقام محترم رهبری! از آنجا که جنابعالی بر مسند ولایت مطلقه فقیه تکبه زده اید و قدرت لایتنهاهی در دستان شما متمرکز شده است ،قهرا مسئولیت هرگونه انحراف شورای نگهبان از قانون اساسی و آرمان های نخست انقلاب و به مخاطره افتادن جمهوریت و اسلامی بودن نظام و ظلمی که این شورا در حق مردم روا می دارد متوجه شخص شما می شود و این امر می تواند در تنافر با برخی از شرایط و صفات رهبر به شرح مذکور در اصول ۱۰۹ و ۱۱۱ قانون اساسی قرار گیرد!

و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون

اکبر اعلمی

کاندیدای محذوف دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری

۱۳۸۸/۳/۱۲

+ نوشته شده در  88/03/13ساعت 21:1  توسط امیر  | 

سرلشکر حسن فیروز‌آبادی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح در خصوص گشایش سفارت اسرائیل در آذربایجان و ترکمنستان به مقام‌های این کشور‌ها هشدار داد

آزاد تبریز- سرلشکر فیروز‌آبادی که صبح امروز شنبه در ستاد کل نیروهای مسلح سخنرانی می‌کرد، گفت که «برادران آذربایجانی بدانند اگر صهیونیست در کشورشان دفتر و سفارت بزند به نفع‌شان نیست.»


باقی این نوشته را بخوانید »

+ نوشته شده در  88/03/10ساعت 20:39  توسط امیر  | 

اعلام اعتصاب غذای جهان بخش بخت آور در بازداشتگاه امنیتی نیروی انتظامی واقع در خیابان صائب شهر تبریز

آزاد تبریز- امروز شنبه نهم خرداد ماه حدود ساعت ۸ بعدازظهر آقای جهانبخش بخت آور طی تماس تلفنی با خانواده اش از سلامتی خود و برادرزاده اش نادر بخت آور خبر داده و محل بازداشت و نگه داری شان را خیابان صائب شهر تبریز (بازداشتگاه امنیتی نیروی انتظامی )  اعلام نموده


باقی این نوشته را بخوانید »

+ نوشته شده در  88/03/10ساعت 20:37  توسط امیر  | 

شهربانو امانی:این فیلم را خود تورکها برای تخریب خاتمی و اصلاحات ساخته اند!

آزاد تبریز- براساس اخبار رسیده از شهر قزوین خانم شهربانو امانی، نماینده ی سابق شهراورمیه و یکی از کارگزاران شوونیسم فارس که هرگز از حقوق حقه ملت آذربایجان دربرابر تعدیات نژادپرستانه فارسهای افراطی دفاع نکرد


باقی این نوشته را بخوانید »

+ نوشته شده در  88/03/10ساعت 20:36  توسط امیر  | 

وحشت در اردوی شاهین؛ ارتش سرخ آذربایجان در یک قدمی لیگ برتر

آزاد تبریز- پس از باخت ناباورانه تراکتورسازی در برابر شیرین فراز که تحت شرایط خاصی بوقوع پیوست شادی و شعف تمام وجود تیم شاهین پارس جنوبی و هواداران آن را فرا گرفت آنان تصور نمودند تیمی که در خانه خود بازی با آنهمه حساسیت را واگذار نماید، در چهار بازی باقیمانده حساس فصل که سه تای آن در خارج از خانه اش خواهد بود کاری از پیش نمی تواند ببرد و از چند هفته مانده به پایان فصل خود را در لیگ برتر دیده و کار تراکتورسازی را تمام شده پنداشتند.


باقی این نوشته را بخوانید »

+ نوشته شده در  88/03/09ساعت 20:42  توسط امیر  | 

قسمتي از تصاوير مربوط به سخنراني  اعلمي در تبريز


440_DSC_1759

366_DSC_1731

651_DSC00018
537_DSC_1692
493_DSC_1659

987_DSC_1430

294_DSC_1433

651_DSC_1477

855_DSC_1725

119_DSC00023
بعد>
+ نوشته شده در  88/02/25ساعت 20:26  توسط امیر  | 

۱۹ ارديبهشت ۱۳۸۸
تصاویر مربوط به ثبت نام و نشست مطبوعاتی اکبر اعلمی در وزارت کشور

 

 

اكبر اعلمي Akbar Alami

 

اكبر اعلمي

 

اكبر اعلمي

 

اكبر اعلمي akbar alami

اكبر اعلمي

745_Pana_Content_0000470927_2

اكبر اعلمي  

اكبر اعلمي

اكبر اعلمي

532_k222

+ نوشته شده در  88/02/25ساعت 20:24  توسط امیر  | 

همایش بررسی فولکلور آذربایجان در دانشگاه آزاد تبریز برگزار شد

 

آزاد تبریز- همایش بررسی فولکلور آذربایجان تشکل آرمان در سالن شهریار مجتمع دانشگاه آزاد تبریز برگزار شد .
آغاز مراسم با اجرای موسیقی گروه آرمان (که با همت اعضای تشکل آرمان ایجاد و برای دومین برنامه به روی صحنه آمده بود) بود و بعد از اتمام اجرای این گروه  ،مجری برنامه آیدین سرداری نیا با گرامیداشت تمام محققین فولکلور آذربایجان در نیم قرن اخیر،از دبیر تشکل آرمان پیمان انصاری جهت خوش آمدگوئی به مهمانان دعوت نمود.


باقی این نوشته را بخوانید »

+ نوشته شده در  88/02/17ساعت 20:36  توسط امیر  | 

مردان نمکی در آستانه خداحافظی با تاریخ و نابودی قطعی!

 

آزاد تبریز- مردان نمکی استان زنجان این روزها حال و هوای خوشی ندارند و هر چقدر که جسمشان از آسیب معدن نمک چهره آباد در امان مانده ولی امروز بر اثر نگهداری غیر اصولی رو به نابودی هستند و گویا در آینده تنها نامی از آنها بر تارک آثار تاریخی ایران خواهد ماند.


باقی این نوشته را بخوانید »

+ نوشته شده در  88/02/17ساعت 20:35  توسط امیر  | 

فیلم مستند تبلیغاتی اعلمی به نام «میکروفونش راخاموش کنید»

 

آزاد تبریز- مسئول ستاد آذربایجان شرقی در رابطه با ارائه برنامه و سخنرانیهای اعلمی در مراکز عمومی گفت: ما تلاش بسیاری کرده ایم که بتوانیم سخنرانیهای متعددی در مراکز دانشگاهی و حتی میادین ورزشی برگزار کنیم ولی متاسفانه با وجود مذاکرات متعدد در این زمینه نتوانسته ایم که موفق به این کار بشویم و درنهایت به این نتیجه رسیدیم که بهترین و تنهاترین گزینه برای این کار استفاده از محل مساجد در محله های مختلف شهر است ولی با عرض تاسف باید گفت که هیچ یک از مساجد تبریز و حتی شهرستانهای دیگر استان آذربایجان شرقی حاضر به این کار نشده اند.


باقی این نوشته را بخوانید »

+ نوشته شده در  88/02/17ساعت 20:34  توسط امیر  | 

هشدار به وبلاگنویسان و مدیران سایتهای ایرانی-

آزاد تبریز - سپاه و وزارت اطلاعات از ۲ طریق قادر به دستگیری این اشخاص شده اند:

۱/ با داشتن آی پی شخص مورد نظر (این مورد درباره امیدرضا صیافی صادق است)

۲/ از طریق مهندسی اجتماعی (این مورد درباره مظاهر و همچنین مدیران سایتهای سکسی درست می باشد).

۱/ ردگیری از طریق آی پی

به هر کامپیوتری که به اینترنت متصل شود شماره ای اختصاص می یابد و بوسیله آن کامپیوتر شما در اینترنت با آدرسی منحصر به فرد شناخته می شود که تا حدی مشابه آدرس پستی است. این آدرس در واقع آدرس آن کامپیوتر خاص در شبکه است و از طریق آن دیگر کامپیوتر ها می توانند با کامپیوتر مذکور ارتباط برقرار نمایند و یا به منابع آن دسترسی پیدا کنند . این شماره آی پی نام دارد و به این صورت نوشته می شود: xxx.xxx.xxx.xxx

که منظور از xxx عددی بین ۰ تا ۲۵۵ است. مثلا ممکن است آدرس شما به صورت ۱۹۵/۲۱۹/۱۷۶/۶۹ باشد. حتی اسمهایی مثل http://www.yahoo.com/ که برای اتصال استفاده میکنید، در نهایت باید به یک آی پی تبدیل شود، تا شما سایت یاهو را ببینید.

با IP هرگز در اینترنت پنهان نخواهیم بود

یک IP یک الزام فنی محسوب می شود و هرگز با این سیاست در شبکه تدوین و تعریف نشده است که کاربر را افشا کند، اما تنها برای شناسایی کاربر یک عدد منحصر به فرد اجباری بوده است. اما این امر ممکن است مشکل ساز شود ؛ یک هکر مبتدی با دانستن IP فعلی شما در زمان اتصال شما به اینترنت می تواند وارد سیستم کامپیوتر شما شده و تمام کامپیوتر شما را در دست بگیرید. آی پی شما اهمیت بسیار زیادی دارد. پلیس می تواند از طریق آی پی شماره تلفن و مکان جغرافیایی شما را بیابد. در واقع و به زبانی ساده تر پلیس با داشتن آی پی می تواند به منزل شما مراجعه کند. بیاد داشته باشید که پلیس در ایران به سیستم مخابرات دسترسی دارد و از طریق آی پی شماره تلفن و آدرس خانه شما را خواهند یافت. برخی از شرکتهایی خدمات اینترنتی نیز با وزارت اطلاعات همکاری کامل را دارند. نمونه یکی از این شرکتها موسسه سروش رایانه است که خدمات اینترنتی وزارت اطلاعات، سپاه پاسداران، صدا و سیما و سایر مراکز حساس رژیم را فراهم می نماید. از استفاده از این نوع شرکتها خودداری نمایید. آدرس اینترنتی این موسسه: http://www.sinet.ir/Farsi/About.aspx

برای جلوگیری از ثبت آی پی لازم است که شیوه های معمول بدست آوردن آی پی را برای شما توضیح بدهیم:

از طریق بازدید وبسایتها: بسیاری از کاربران اینترنتی در ایران برای درج خاطرات روزانه یا بیان عقاید سیاسی و اجتماعی خویش که بعضا در تضاد با جمهوری اسلامی قرار دارد از امکانات وبلاگ استفاده می کنند. همانطور که گفتیم وبسایتها توانایی ثبت آی پی شما را دارند و پلیس با استفاده از این آی پی می تواند شما را بیابد و دستگیر کند. ۲ نوع وبسایتهای خدمات وبلاگ وجود دارند. وبسایتهای خارجی مانند بلاگر و وردپرس و وبسایتهای ایرانی مانند پرشین بلاگ و بلاگفا. سایتهای ایرانی پرشین بلاگ و بلاگفا بر اساس قوانین رژیم اسلامی فعالیت می کنند. این بدین معنا است که آی پی های ثبت شده توسط وبسایتهای ایرانی می تواند براحتی در دسترس وزارت اطلاعات قرار گیرد، به این دلیل ساده که این وبسایتها اعلام کرده اند که در محدوده قوانین جمهوری اسلامی فعالیت می کنند و سرورهای آنها در ایران قرار دارند. به وبلاگ امیدرضا مراجعه نمایید و نهایت همکاری این شرکت اینترنتی را با وزارت اطلاعات دریابید: http://rooznegaar.blogfa.com/

اگر شما یک فعال اجتماعی هستید و یا اینکه در خاطرات خویش مسایلی را درج می کنید که فکر می کنید برایتان دردسر ساز می شوند اکیدا از استفاده از بلاگفا، پرشین بلاگ و سایر وبسایتهای ایرانی که خدمات بلاگ ارائه می کنند خودداری کنید. استفاده از وبسایتهای ایرانی بمانند دعوت از پلیس برای دستگیری شماست! پیشنهاد می کنیم از خدمات بلاگر یا وردپرس استفاده کنید.

از طریق ایمیل: هنگامی که شما ایمیلی را دریافت می کنید، معمولاً آدرس آی پی شخص فرستنده در آن ایمیل وجود دارد. ابتدا باید با رفتن به قسمت تنظیمات ایمیل خود آن را در حالتی قرار دهید که تمامی Header نامه را به شما نشان دهد که با کمی گردش در قسمت تنظیمات ایمیل خود آن را پیدا خواهید کرد. حال به بالای ایمیل دقت کنید و به دنبال عبارت Received: from باشید. شما معمولاً دو یا چند بار عبارت “Received: from” را در بالای ایمیل خواهید دید که معمولاً بعد از Message ID قرار می گیرد. آدرس آی پی فرستنده ایمیل درست در ابتدای این عبارت قرار می گیرد. از سوی دیگر بسیاری از میزبانان ایمیل، راه آسانتری هم برای کمک به شما در نظر می گیرند به این صورت که قسمتی با نامی شبیه به X-Originating-Ip برای شما قرار می دهند و آی پی فرستنده نامه را در آنجا قرار دارد. از تبادل ایمیل با اشخاصی که نمی شناسید خودداری نمایید.

از طریق مسنجرها: هنگامی که با کسی روی مسنجر صحبت می کنید باید کامپیوترهای شما به هم متصل باشند اما Yahoo یا MSN مسنجر میزبان خود را بین شما و فرد مقابل قرار می دهند به این صورت که شما و دوستتان هر دو به سرور مسنجر متصل می شوید و همه پیامها از آن عبور می کنند. این بدین معنا است که پیام شما در ابتدا وارد سرور مسنجر می شود و سپس از طریق سرور مسنجر به فرد مقابلتان می رسد و بالعکس. در اینمورد استثنائاتی وجود دارد، بطور مثال زمانی که شما و دوستتان در یک بازی مسنجری شرکت کنید یا فایلی را برای همدیگر ارسال کنید دو کامپیوتر به طور مستقیم به هم متصل می شوند. در اینصورت آی پی شما را می شود از طریق مسنجر بدست آورد. از چت کردن با اشخاصی که نمی شناسید خودداری نمایید.

۲/ردگیری از طریق مهندسی اجتماعی (Social Engineering): به منظور تدارک و یا برنامه ریزی یک تهاجم از نوع حملات مهندسی اجتماعی، یک مهاجم با برقراری ارتباط با کاربران و استفاده از مهارت های اجتماعی خاص (روابط عمومی مناسب و …)، سعی می نماید به اطلاعات حساس کامپیوتر شما دستیابی و یا به آنان آسیب رساند . هکرها با بهره گیری از ایجاد حس اعتماد سعی میکنند شیوه های مختلف مهندسی اجتماعی را از طریق یاد گرفتن دیدگاه های روانشناسی پیاده سازند٬ آنچه که برای آنها اهمیت دارد این است که بتوانند احساسات و حالتهای ساختگی را به محیط اطرافشان کاملا القا نمایند. مهمترین شیوه هایی که نفوذگران به کار میگیرند تا اعتماد دیگران را جالب نمایند عبارتند از: جعل هویت٬ خود را مورد توجه دیگران قرار دادن٬ هم عقیده نشان دادن خود با دیگران٬ جعل مسئولیت دیگران یا دادن اطلاعات و در آخر بهره برداری از دوستی های دیرینه. صرفنظر از شیوه های گفته شده٬ هدف اصلی این میباشد که افراد قانع شوند تا فردی که بر مهندسی اجتماعی تکیه کرده است فردی قابل اعتماد است و میتوان به وی اطلاعات بسیار حساس خود را داد. جعل هویت به معنای این است که یک شخصیت بسازید و سپس نقش آن را بازی کند به عنوان مثال: سلام من رضا هستم و از اداره مخابرات تماس میگیریم در اینجا مشکلی پیش اومده و ما احتیاج به پسورد شما داریم. مظاهر وبلاگ نویسی که در زمینه مسیحیت فعالیت نموده با آغاز دوستی و ارتباط با یکی از کاربران خود به نام “کشیش رضا” از طریق قرار ملاقات می گذارند. کشیش رضا کسی جز یکی از ماموران اطلاعاتی نبوده است. با قبول این ملاقات از سوی وی به محل ملاقات رفته و پس از درخواست کشیش رضا به مکانی دیگر می روند و در آنجا مظاهر ناگهان با هجوم چند لباس شخصی و مامورین امنیتی مواجه شده و سپس به مکانی نامعلوم منتقل گردیده است. مدیران سایتهای ایرانی سکسی هم که اخیرا دستگیر شده اند در کانادا و کشورهای دیگر اقامت داشته و از طریق مهندسی اجتماعی به ایران کشیده شده و دستگیر شده اند. سپاه پاسداران مایل است که دستگیری این افراد را نشانی از درجه علمی بالای خود نشان دهد اما واقعیت این است که این افراد از طریق مهندسی اجتماعی به ایران رفته و زیر شکنجه نام کاربری و پسورد وبسایت خویش را در اختیار سپاه قرار داده اند.

استفاده از مهندسی اجتماعی توسط سازمانهای جاسوسی یکی از قدیمیترین شیوه ها برای دستیابی به اطلاعات می باشد. بعنوان نمونه می توان از استفاده موساد از روابط جنسی یکی از جاسوسان خود با یکی از دانشمندان عراقی برای دستیابی به اطلاعات لازم درباره نیروگاه اتمی عراق اشاره نمود و اسرائیل با استفاده از همین اطلاعات نیروگاه اتمی عراق را بمباران کرد!

نحوه پیشگیری از حملات مهندسی اجتماعی

۱/ به تلفن ها ، نامه های الکترونیکی و ملاقات هائی که عموما ناخواسته بوده و در آنان از شما درخواست اطلاعاتی خاص در مورد اطلاعات شخصی می گردد ، مشکوک بوده و با دیده سوء ظن به آنان نگاه کنید . در صورتی که یک فرد ناشناس ادعا می نماید که از یک سازمان معتبر است ، سعی نمائید با سازمان مورد ادعای وی تماس گرفته و نسبت به هویت وی کسب تکلیف کنید .

۲/ هرگز اطلاعات وبسایت خود را (مثلا” ساختار آن) در اختیار دیگران قرار ندهید.

۳/ هرگر اطلاعات شخصی خود را در جواب به یک email افشاء نکرده و به نامه های الکترونیکی ناخواسته ای که درخواست این نوع اطلاعات را از شما می نمایند ، پاسخ ندهید (به لینک های موجود در اینگونه نامه های الکترونیکی ناخواسته نیز توجهی نداشته باشید) .

۴/ هرگز اطلاعات حساس و مهم شخصی خود را بر روی اینترنت ارسال ننمائید. برای این مورد از رمزدگاری استفاده نمایید.

۵/ مواظب روابط شخصی خود باشید و از دیدار با افراد ناشناس در کشورهای همسایه ایران خودداری نمایید.

برای جلوگیری از افتادن به دام وزارت اطلاعات امنیت خود را جدی بگیرید.

 

برگرفته از “ایران گلوبال”

+ نوشته شده در  88/01/19ساعت 14:13  توسط امیر  | 

امروزه آذربایجان چه می خواهد؟- آراز قاراداغ

وقتی صحبت از آذربایجان به میان می اید فقط صحبت از یک واژه نیست که به سرزمین اطلاق می شود و مردمانی تمدن درون تعریف می شوند بلکه صحبت از عنصر تاثیرگذاری است که نه تنها در منطقه خاورمیانه بلکه در مقیاسی وسیع تر منطقه اورآسیا تحت تاثیر قرار می دهد موقیعت جغرافیایی ویژه،اهمییت ژئوپلتیک آذربایجان که مد نظرقدرت های منطقه ای و فرا منطقه ای را صد چندان می کند و همین امر یکی از عوامل مهم و تاثیرگذار در بروز و پیدایش حرکت های انقلابی و اصلاح گرایانه در آذربایجان می باشد.


باقی این نوشته را بخوانید »

+ نوشته شده در  88/01/15ساعت 19:29  توسط امیر  | 

مسئولینی که آن افتضاح را در المپیک به بار آوردند باید تنبیه شوند یا علی دایی؟

آزاد تبریز - راستش را بخواهید هم قصه تعیین وهم ماجرای تغییر سرمربی تیم ملی فوتبال ایران، باز هم همان حکایت همیشگی کارهای کارشناسی نشده و عجولانه و سریال برخوردهای سیاسی و بدون درایتی است که متاسفانه سالها خصوصا در عرصه ورزش همه به آن خو گرفته ایم. واقعیت این است که فوتبال ماهم مثل بقیه چیزهای ماست! در کدام مسئله با آینده نگری و بررسی همه جوانب آن و مشورت خبرگان و فرهیختگان کشور قدم از قدم برداشته ایم که در فوتبال چنین باشیم.


باقی این نوشته را بخوانید »

+ نوشته شده در  88/01/15ساعت 19:29  توسط امیر  | 

+ نوشته شده در  88/01/02ساعت 20:40  توسط امیر  | 

 Xoacalı Soyqırım,dan Bir neçe Görüntü(video)
 

+ نوشته شده در  87/12/27ساعت 15:30  توسط امیر  | 

 Xoacalı Soyqırım,dan Bir neçe Görüntü(video)
 

+ نوشته شده در  87/12/27ساعت 15:30  توسط امیر  | 

                                                          
+ نوشته شده در  87/12/27ساعت 15:23  توسط امیر  | 

گفت‌وگو با مهندس حسن شریعتمداری، فرزند آیت‌الله شریعتمداری : بازخوانی پرونده‌ی برخورد با آیت‌الله شریعتمداری

آزاد تبریز- بی‏شک مراجع تقلید و روحانیون بلندپایه‏ی مستقل از نظام جمهوری اسلامی، در طول این سی سال، یکی از مهم‏ترین قربانیان نقض حقوق بشر حاکمان نظام اسلامی بوده‏اند.

در این برنامه از سلسله برنامه‏های رادیو زمانه، پیرامون بررسی سی سال حقوق بشر در ایران، به بازخوانی پرونده‏ی تاریخی برخورد با آیت‏الله سید کاظم شریعتمداری، یکی از مراجع تقلید مخالف آیت‏الله خمینی می‏پردازیم.

مهندس حسن شریعتمداری، فرزند آیت‏الله شریعتمداری، این بخش از تاریخ انقلاب اسلامی را این‌گونه روایت می‌کند:

حسن شریعتمداری: در فروردین سال ۱۳۶۰، روزنامه‏ها از قول قسمت اطلاعات نیروهای مسلح شروع کردند به نقل این که آقای قطب‏زاده درصدد کودتایی بوده و این کودتا کشف شده است.
چند روز بعد اعلام کردند که آیت‏الله شریعتمداری از این کودتا اطلاع داشته و شروع به نشر انواع و اقسام تهمت‏ها و توهین‏ها کردند.


مهندس حسن شریعتمداری، فرزند آیت‌الله شریعتمداری

مدت کوتاهی بعد از آن، نیروهایی که بعد به بسیج ملقب شدند (آن روز هنوز این اسم را نداشتند و گروه‏های فشار بودند)، در اطراف منزل پدرم شروع کردند به شعارهای مرده باد و زنده باد، دادن.
بعد رفتند، دارالتبلیغ اسلامی را تصرف کردند. دارالتبلیغ اسلامی، مرکز آموزشی‏ای بود که پدرم به سبک مدرن تاسیس کرده بود.

پس از آن سپاه منزل پدرم در قم را محاصره کرد. ایشان در محاصره بود و در ایام محاصره، آقای ری شهری با عده‏ای رفتند و از ایشان بازجویی کردند. بعد نوار بازجویی پدرم را مونتاژ کردند و یک بازجویی شش ساعته را به یک اعتراف تلویزیونی چند دقیقه‏ای تبدیل و آن را از تلویزیون پخش کردند.

البته آقای قطب‏زاده را محاکمه و اعدام کرده بودند. پدر من را بدون هیچ جرمی دو سال در منزل نگاه داشتند.
در عرض این مدت پدرم بیمار شد. ایشان را از معالجه محروم کردند و نگذاشتند پزشکانی را که می‏خواستیم، به ایشان دسترسی داشته باشند. ایشان در اثر طول مدت مرض، به سرطان پروستات دچار شد. وقتی کار از کار گذشته بود، اجازه دادند در بیمارستان مهر بستری شود که متاسفانه معالجات به علت پیش‏رفتگی سرطان موثر واقع نشد و ایشان فوت کردند.

بعد از وفات هم وصیت ایشان را انجام ندادند و در مراسم تشیع، محل دفن و… از انجام وصیت او خودداری کردند.
امروز دیگر اسناد بیرون آمده و معلوم است که این توطئه‏ای بیشتر از طرف آقای احمد خمینی و با اطلاع شخص آیت‏الله خمینی نبوده است.

این را آیت‏الله منتظری در خاطرات‌شان نوشته‏‏‏اند، آقای کیانوری هم در اعترافات خودشان نوشته‏اند که سرهنگ عطاردی و سرهنگ کبیریان از طرف حزب توده در تشکیلات آقای قطب‏زاده نفوذ کرده بودند و گزارش‏‏ها را به صورتی که حزب توده می‏خواست، داده بودند.

هم‏چنین خاطرات یک جاسوس شوروی، به عنوان «اسناد میتوخیم» که بلشویست کا.گ.ب بود منتشر شده و در این اسناد هم نوشته‏اند که: ما چهره‏های لیبرال ایران، از جمله آیت‏الله شریعتمداری، را می‏خواستیم حذف کنیم و از آقای یاسرعرفات که جاسوس ما بود خواستیم تلگرافی به آقای خمینی بزند، مبنی بر این که آقای قطب‏زاده مشغول کودتا است و آقای شریعتمداری هم در این کودتا دست‏اندرکار است و به این وسیله‏، آقای خمینی را وادار به حذف ایشان کردیم. البته‏، فکر می‏کنم، آقای خمینی خودشان هم قبلا داوطلب این کار بودند.

چه اسناد و مدارکی را همان موقع عوامل آقای ری شهری و دیگران، مبنی بر دخالت مرحوم آیت‏الله شریعتمداری در آن جریان ارائه دادند؟

پدرم شخصی به اسم آقای مهدوی، پیش‏نماز یکی از مساجد نازی آباد تهران را، به علت این که اهل محل از جنبه‏ی اخلاقی ایشان رضایت نداشتند، از نماز جماعت خلع کرده بود. ایشان را به وسیله‏ی آقای حجازی (بعداً آقای حجازی را هم اعدام کردند) فرستادند پیش پدرم که از او دلجویی شود.

آقای مهدوی در این دیدار به پدرم گفته بود که با آقای قطب‏زاده در تماس است و ایشان درصدد انجام کارهایی است. پدر من، آقای مهدوی را نهی کرده بود و گفته بود این کارها فایده‏ای ندارد و به جایی نمی‏رسد.


آیت‏الله سید کاظم شریعتمداری

بعداً، آقای ری شهری و آقای خمینی می‏گفتند شما که اطلاع داشتید، چرا این قضیه را اطلاع ندادید. مرحوم پدرم هم گفته بود: با توجه به رویه‏‏ای که شما دارید، نمی‏توانستم بی‏گناهان را اطلاع بدهم و ثانیاً فکر نمی‏کردم این‏گونه چیزهای مضحک به نتیجه‏ای برسد. بنابراین بر خودم وظیفه‏ای نمی‏دیدم.

جامعه‏ی مدرسین قم با امضاهای فراوان، اعلامیه‏ای دائر بر خلع مرجعیت ایشان انتشار داد. بعداً مدرسین یکی یکی به ما مراجعه کردند و گفتند ما تحت فشار آقای احمد خمینی بودیم و مجبور شدیم آن را امضا کنیم.
هیچ سندی در دست نبود و امروز اساس این پرونده، اصلا معلوم نیست چه شده و کجاست.

آن‏طور که آقای منتظری می‏گویند، اصولا چیزی به اسم کودتا نبوده است. آقای منتظری در خاطراتشان نوشته‏اند که: «آقای احمد خمینی خودش داد مقداری اسلحه نزدیک جماران چال کردند و بعد هم خودشان آن‌ها را کشف کردند. آقای قطب‏زاده را دستگیر کردند و به ایشان وعده دادند که شما بگویید که می‏خواسته‏اید کودتا کنید، مورد بخشش قرار خواهید گرفت. ولی بعد هم تخلف کردند و ایشان را اعدام کردند.»

آیا از اطرافیان، نزدیکان و هواداران فکری آیت‏الله شریعتمداری در آن مقطع، کسی به زندان افتاد و مورد آزار و اذیت قرار گرفت؟

بله، برادران جوراب‏چی و عده‏ی زیاد دیگری را دستگیر کردند. از روحانیون و طلاب قم، افرادی مثل آقای جویباری و دیگران را گرفتند.

حتا مرحوم آیت‏الله صدر را چون در مراسم ترحیم مرحوم پدرم شرکت کرده بود، بازداشت کردند. مرحوم آیت‏الله صدر برادر امام موسی صدر و خود از آیات بسیار برجسته و فرزند آیت‏‏‏‏‏‏‏‏الله صدر، مرجع تقلید شیعیان جهان و از مجتهدین مبرز بود.

با این وجود به قدری آقای خمینی شخصا، روی این پرونده حساس بود که ایشان را به علت این که در ختم پدرمن شرکت کرده بود، بازداشت کردند.

سراج‌الدین میردامادی

seraj.mirdamadi@radiozamaneh.com

+ نوشته شده در  87/12/24ساعت 12:14  توسط امیر  | 

 

JavaScript Codes